۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه

رونمايي از پروژه سينمايي زم هرير




آيين رونمايي از پروژه بزرگ سينمايي زمهرير، با شركت بازيگران و ميهمانان اين مجلس در روز ولادت باسعادت پرچمدار كربلا برگزار شد.مراسم با نمايش تصويري گل‌آذين شد از زنده‌ياد خسروشكيبايي، آغاز شد و يكايك عوامل ساخت اين فيلم پربازيگر در ژانر دفاع مقدس در برابر حضار قرار گرفتند و از دل‌مشغولي‌ها و اميد به آينده گفتند.به حكم مشك آن است كه خود بگويد (ببويد) نه آنكه عطار گويد، بي‌هيچ آرايه‌اي از جنس گزارش‌هاي معمول، سخنان عوامل اين پروژه بزرگ سينمايي را پذيرا باشيد:سيدضياء هاشمي، تهيه‌كننده فيلم زمهرير: «در اعياد شعبانيه، پناه برديم به بركت تولد بزرگان و به احترام اين بزرگواران اين جلسه را تشكيل داديم. درست است كه اين جلسه، رويه‌شكني و نوپرداز است، چرا كه مرسوم اين بود كه فيلم ساخته شود و سپس از اهالي مطبوعات و سينما دعوت به عمل آيد اما ما خواستيم در اوان شروع و كليد خوردن فيلم از محضر خبرنگاران و جامعه سينمايي بهره ببريم و بنابراين تعريف، موضوع بحث، فقط سينما نيست».علي روئين‌تن، نويسنده و كارگردان: «چه بسا كه پل ارتباطي ما با مردم، خبرنگاران هستند و اين طيف در عرصه هنري هميشه در پشت صحنه مهجورند و هميشه مرغ بين عزا و عروسي هستند سر بريده مي‌شوند، هر اتفاقي كه مي‌افتد به آنها رجوع مي‌شود ولي در اين پروژه خرسندم از اينكه در خدمت استادان بزرگواري چون: حسين زندباف و عليرضا زرين‌دست و بازيگراني نام‌آشنا هستم.آرزو دارم كه هميشه در خدمت آنها باشم و حضور اين افراد در فيلم زمهرير حكم امضايي دارد كه به عنوان يك مشتاق سينما از آنها گرفته‌ام و خيلي خوشحالم رها (نام مؤسسه سينمايي حمايت‌كننده پروژه) تلاش مي‌كند براي رهايي.»داوود رشيدي: «رونمايي كتاب و رونمايي آثار هنري رسمي دلپذير و از آن جالب‌تر رونمايي شروع فيلمبرداري فيلم و دعوت از دوستان و خبرنگاران و روزنامه‌نگاران بسيار پسنديده است.»عليرضا زرّين‌دست، مدير فيلمبرداري فيلم: «همكاري با اين پروژه به معناي اين است كه جوي باريكي هستيم كه در قدرتمندي هنر سينما تبديل به يك رود با مصداق يك اثر مي‌شويم. از اينكه من در اين ميان به عنوان جوي باريكي شركت دارم، خوشحالم.»ايرج رامين‌فر، مدير صحنه و جامه‌آرا: «خوشحال هستم از اين جلسه پرطراوت كه براي نخستين بار در تاريخ سينماي ايران شكل گرفته است و يك نوع ارتباط مؤثر با خبرگزاري‌ها و صاحب‌فكرهاي جديد است. يكي از دلايل انتخاب من، سناريوي اين فيلم بود كه هميشه در انتخاب كارهاي من، اهميت داشته است. بعد از سناريوي خوب، گروه خوبي است كه براي اين كار آستين همت بالا زده‌اند و در مرتبه ديگر، ژانر جنگي فيلم است كه يكي از آرزوهاي من اين بود كه در چنين ژانري كار بكنم. از اين اتفاق خوشحالم.»حسين زند‌باف، تدوينگر: «سلام، خسته نباشيد و خداحافظ شما باد».محمود پاك‌نيت: «اميدوارم اين فيلم از فيلم دلشكسته بهتر شود. كارگردان صاحب خلاقيت است و آنچنان كه سيدضياء هاشمي در حال پشتيباني از فيلم است، اميدوار به ساخت يك اثر مطلوب هستيم.»محمدصادق آذين، مدير توليد: «فيلمنامه جوهر عشق است و اگر درست به آن معرفت و شناسايي «آسيدعلي» (كاراكتر فيلم) برسيم، اين عشق جلوه خواهد كرد و فيلمي خواهد شد كه همه آن را دوست داشته باشند.»ميرطاهر مظلومي، بازيگر: «كمتر تهيه‌كننده‌اي در اين روزگار براي فيلم دفاع مقدس معناگرايي سرمايه‌گذاري مي‌كند. از تهيه‌كننده تشكر مي‌كنم. من تجربه‌اي داشتم و آن دلشكسته بود كه اگرچه اكثر نقش‌هاي من «در آن فيلم» حذف شد ولي مطمئن هستم اين فيلم بهتر خواهد شد. حضور اصحاب رسانه پيش از توليد فيلم بسيار زيبنده است چرا كه پل ارتباطي بين مخاطبان و ما، اصحاب رسانه هستند.»جمشيد شاه‌محمدي، بازيگر: «فيلمنامه داراي يك خط دراماتيك قوي و متيني است، من سراغ ندارم در سينماي ايران چنين قصه‌اي روي پرده رفته باشد.»وحيد جليلوند، بازيگر: «نمي‌دانيد چه حس خوبي است كه آدم قد كوتاه باشد و يك عده انسان قدبلند، تو را بلند كنند كه بتواني ته بازار را ببيني. از اين بابت خوشحالم. فيلمنامه را هرچه زير و رو مي‌كنم به اين شعر مي‌رسم كه: «درويش يعني اينكه دلت را درست كن»شيلا خداداد: «نه با هاشمي و نه با روئين‌تن كار كرده‌ام ولي اميدوارم جمع بزرگان باعث ديده شدنم شوند.»مهوش صبركن، بازيگر: «از زماني كه كار كردم، علي (روئين‌تن) كوچك بود. تئاتر كار مي‌كردم و دل به دل راه داشت و براي علي حتي براي جارو كردن صحنه هم مي‌آيم. مثل اين است كه علي، پسر بزرگ من است. علي از بچه‌هاي تئاتر شيراز بود و من به خود مي‌بالم و بايد بدانيم هستند جواناني كه مي‌توانند خيلي خوب كار كنند.»بيتا بادران، بازيگر: «افتخار شاگردي علي روئين‌تن را دارم؛ اما متني را مي‌خوانم به جاي هر حرف ديگري: زمهرير، در پس معناي سرد و يخبندانش در ژرفاي سفيدش، مهر نقش مي‌بندد و دل عاشقانه‌اي بر آشيانه سپيدمويي با پرهايي حنايي به درخشندگي شب و نگاهي به وسعت عمق آب‌ها، در ردپاي آسماني خود در يدوياري يكتا ياعلي مي‌جويد. زمهرير مي‌ماند. مي‌ستايد و مي‌پروراند. زمهرير تا مانايي زمين مانا است.»پس از سخنان هنرمندان و عوامل اين فيلم، علي روئين‌تن از حضور محمد متوسلاني، بازيگر كهنه‌كار و كارگردان سينماي ايران سپاسگزاري كرد و گفت: «افتخار مي‌كنم كه با خسرو شكيبايي كار كردم، شكيبايي قصيده سينماي ايران است كه در اين فيلم نيست كه هست! اين فيلم را تقديم قلب شاپور پورامين مي‌كنم. در اين شرايط اجتماعي شايد خوب نبود كه چنين جلسه‌اي داشته باشيم اما تا فرهنگ هست، زندگي هم هست. دوست دارم اين مراسم را با شعري به پايان ببرم:سلام بر اوج تشنگي/ سلام بر فوج عاشقان/ آي اي عابر غريبه/ ما درس عشق مي‌خوانيم/ درس بزرگ مرگ/ درسي كه ايستاده بميريم/ با عشق/ ما تكيه بر شهامت دريا كرده‌ايم/ بي‌آنكه تخته پاره‌اي را به غنيمت ببريم/ يا صياد برق مرواريدي باشيم/ ما راه مي‌رويم در ارتفاع نيلي دريا/ بي‌بادبان و قايق/ بي‌پارو/ ما زنده‌ايم تا ختم چرخ نيلوفري/ تا عشق.»بنابر بروشور منتشر شده در جلسه، هنرپيشگان، جمشيد مشايخي، داوود رشيدي، رضا رويگري، جمشيد شاه‌محمدي، امين تارخ، ابوالفضل پورعرب، اكبر عبدي، محمود پاك‌نيت، افسانه بايگان، مهوش صبـركن، شيلا خداداد، بيتا بادران، مريم كاويــاني، باران كوثري، ميرطاهر مظلومي، وحــيد جليلوند، محسن تنابنده، نورالدين گودرزي، رحمان حقيقي، علي صادقي، سيدابــــراهيم بحرالعلومي، فرهاد مهدوي، خليل مولودي، هادي ديباجي، ميثم وفايي و فرود روئين‌تن، از افرادي هستند كه تاكنون حضورشان در پروژه بزرگ سينمايي «زمهرير» قطعي شده است.قرار است، مجيد انتظامي آهنگساز اين فيلم باشد.خلاصه داستان فيلمدر بروشور «زمهرير» آمده است: «زمهرير، نويد عزت و هواي خوش و تفرج سادات است. سادات كه همان عترت‌اند كه همان قرآن، كتاب وحي خداوند به امانت نزد مردم به خواست رسول آخر مانده است.«آسيدعلي» فرمانده بزرگ جنگ كه «سيامك فردا» روشنفكر و نويسنده و محقق را در جنگ راهبري و اميري مي‌كرده است به گونه‌اي كه سيامك «مهدي» شده و ارادتش شمس و مولانايي بوده است و مانده. در بهترين جاي ذهن او نقش داشته است به گونه‌اي كه «سيامك» يا همان «مهدي فردا» پس از شهادت، به تنها دختر چهار ساله‌اش كه «آتيه» نام دارد و اينك 24 ساله است را وصيت كرده كه هر وقت دچار مشكل شد نزد فرمانده‌اش آسيدعلي برود. دختر كه فيلمساز است و اهل خرد و تحليل به وصيت پدرش عمل نمي‌كند. بي‌آنكه آسيدعلي را بشناسد يا بداند نفي‌اش مي‌كند و معتقد است اعتقاد پدرش به بيست سال پيش برمي‌گردد و امروزي نيست.به اصرار مادر دردمندش كه هجر پدر او را شكسته، به سراغ آسيدعلي مي‌رود. اما نمي‌يابدش. نيافتن و نبودن آسيدعلي دختر را بيشتر متمايل به پيگيري مي‌كند و مي‌گردد و مي‌يابد و وقتي مي‌يابد او شبيه هيچ كدام از تصورات دختر نيست و همان تازگي را دارد كه بيست سال پيش براي پدر داشته است.اما لب‌بسته و دل‌خسته فقط مي‌شنود اما نمي‌گويد و آتيه مي‌خواهد بداند پس «آسيدعلي» اينك بايد بگويد نه بشنود. كه به اصرار دختر مي‌گويد. اما گفتنش را تحملي بايد و شنوايي گوش. نه گوش سر كه گوش دل كه گوش جان. و جان جلا مي‌يابد به عشق. به آغاز. آغازي عاشقانه از حقيقت. دريافت. مكاشفه.هومن ظريف

هیچ نظری موجود نیست: