قاضي-اين خانوم بهرحال از شما شكايت داره وشما هم ميدوني كه اين دليل نميشه كه چون خبرنگاري حرفاتو باور كنيم.
عليرضا-جناب قاضي،اين سوژه جالبيه كه دارم لمسش ميكنم. حالا مي فهمم كه چرا هنرمندا عينك آفتابي ميزنن.
قاضي-آقا چرا مغلطه ميكني؟چه دليلي داره اين خانوم توي مترو بياد بگه كه شما بهش متلك گفتي؟
عليرضا-آقاي قاضي دختر خانومي كه در روز متلك نخوره پژمرده ميشه...
قاضي با لبخندي فرو داده-عجب رويي داري.گويا شاكي خصوصي هم لازم نداري.پسر شما مغزت بوي قورمه سبزي ميده؟
عليرضا-اصلا از كجا ميدونين كه ايشون راست ميگه.
دختر همچنان نشسته روي صندلي وساكت بود.شرايط به نفعش بود ودليلي براي شكستن سكوت نداشت.
عليرضا-با اين قانون شما هر دختري با بهانه ايجاد مزاحمت ميتونه براي هر آدمي مزاحمت ايجاد كنه.من داشتم مي رفتم سر قرار حرفه اي .اين خانوم به من غير از ضررحيثيتي ضرر وقت كاري و..ايشون آينده كاريمو زير سوال برده.من ادعاي حيثيت كه هيچ تقاضاي جبران خسارت مي كنم.
قاضي-ما مطمئن نبوديم واين خانوم شاهدي هم نداره.پس داريم بحث مي كنيم.تعهد بده.
عليرضا-باشه...اما اگه يه بار ديگه اين خانوم چنين چيزي عنوان كنه...
قاضي –حتي اين خانوم پرونده اي باز كنه كه طرفش شما هم نباشي يعني متاسفانه مشكل از طرف خانومه.
عليرضا-من به ايشون احترام ميذارم ولي بازم در حضور شما اقاي قاضي به ايشون ميگم كه اجازه ندارم تلفون گلزار نيكي كريم يا هر كس ديگه اي رو به غير از همكار بدم.
قاضي-يعني شما اينا رو مبينيد.(يادش مي رود كجاست)ميشه با مثلا با گلشيفته فراهاني صحبت كرد.از فيلم هاليودديش خوشم آمد.
عليرضا گيج مي شود-آقاي قاضي شما هم! شانس آوردم كه خانوم ها قاضي نميشن!
قاضي-آقا چرا مغلطه ميكني؟چه دليلي داره اين خانوم توي مترو بياد بگه كه شما بهش متلك گفتي؟
عليرضا-آقاي قاضي دختر خانومي كه در روز متلك نخوره پژمرده ميشه...
قاضي با لبخندي فرو داده-عجب رويي داري.گويا شاكي خصوصي هم لازم نداري.پسر شما مغزت بوي قورمه سبزي ميده؟
عليرضا-اصلا از كجا ميدونين كه ايشون راست ميگه.
دختر همچنان نشسته روي صندلي وساكت بود.شرايط به نفعش بود ودليلي براي شكستن سكوت نداشت.
عليرضا-با اين قانون شما هر دختري با بهانه ايجاد مزاحمت ميتونه براي هر آدمي مزاحمت ايجاد كنه.من داشتم مي رفتم سر قرار حرفه اي .اين خانوم به من غير از ضررحيثيتي ضرر وقت كاري و..ايشون آينده كاريمو زير سوال برده.من ادعاي حيثيت كه هيچ تقاضاي جبران خسارت مي كنم.
قاضي-ما مطمئن نبوديم واين خانوم شاهدي هم نداره.پس داريم بحث مي كنيم.تعهد بده.
عليرضا-باشه...اما اگه يه بار ديگه اين خانوم چنين چيزي عنوان كنه...
قاضي –حتي اين خانوم پرونده اي باز كنه كه طرفش شما هم نباشي يعني متاسفانه مشكل از طرف خانومه.
عليرضا-من به ايشون احترام ميذارم ولي بازم در حضور شما اقاي قاضي به ايشون ميگم كه اجازه ندارم تلفون گلزار نيكي كريم يا هر كس ديگه اي رو به غير از همكار بدم.
قاضي-يعني شما اينا رو مبينيد.(يادش مي رود كجاست)ميشه با مثلا با گلشيفته فراهاني صحبت كرد.از فيلم هاليودديش خوشم آمد.
عليرضا گيج مي شود-آقاي قاضي شما هم! شانس آوردم كه خانوم ها قاضي نميشن!


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر