۱۳۸۹ فروردین ۲۵, چهارشنبه

نگاهی به ترانه‌های فیلم اسکاری «دل دیوانه»

تنهايي يك خواننده كانتري

بيراه نيست اگر به عنوان سرزمين شعر و شاعري در جشنواره فيلم فجر، بخش بهترين ترانه فيلم شناسايي و گنجانده شود، چون همچنانكه ساختار برگزاري جشنواره از بخش‌هاي داوري گرفته تا اعضاي هيات انتخاب، نيم‌نگاهي به مراسم اسكار و جشنواره‌هاي فيلم در اروپا دارند، بايد بپذيريم كه يكي از شاخص‌ترين رشته‌هاي رقابتي فيلم‌هاي كشور بايد، بخش بهترين ترانه فيلم باشد.

از تنديس سيمرغ پيشنهادي بهترين ترانه در جشنواره فجر بگذريم و از بهترين ترانه متن فيلم دل ديوانه (Crazy heart) بگوييم كه در مراسم آكادمي اسكار 2010 صاحب تنديس عمو اسكار شد.

مهربان خسته‌دل

«مهربان خسته‌دل» يا The weary kind در بين ترانه‌هاي ديگر خوانده شده در فيلم دل ديوانه، صاحب تنديس بهترين ترانه اصلي شد.

خواننده اين ترانه ريان بينگهام (Ryan Bingham) است و موسيقي و ترانه آن كار مشترك او و تي‌بونه بورنت (T Bone Burnett).



داستان فيلم

بد بلك Bad Blake يك خواننده موسيقي كانتري است كه سالها موفق بوده ولي در پيچ و خم زندگي سالهاي موفقيتش از او دور شده‌اند. او در جريان آشنايي با خبرنگاري، به نام جين بنا بر رابطه‌اي عاطفي، ترانه‌هايي جديد مي‌سازد. زندگي او به خاطر افراط در مصرف الكل و گم شدن فرزند جين، باعث مي‌شود مشكل را در درون خود بيابد و سرانجام اعتياد به الكل را ترك مي‌كند.

جين به تقاضاي ازدواج او جواب رد مي‌دهد و او پا در آينده‌اي روشن، اما تنها مي‌گذارد.

چند لحظه از فيلم

در همان ابتدا، بد بلك در ماشيني تك و تنها در جاده‌اي راه خويش را در پيش مي‌گيرد. گيتار به عنوان ساز شاخص موسيقي كانتري به گوش مي‌رسد.

اما گيتار تا آخر ترانه تيتراژ فيلم، نقش «آكورد» را بازي مي‌كند و سازهاي زهي در فواصل كلام ريان بينگهام، فضايي كروماتيك را به عنوان پاسخ جملات موسيقايي او خلق مي‌كنند.

آرپاژ‌هاي كنتر باس‌‌ها كه از ثانيه‌هاي مياني ترانه آغاز مي‌شوند، نقش بسزايي در القاء لحن ملو درام فيلم دارند و در پايان ترانه و در ثانيه‌هاي بسيار كوتاهي، صدايي زير، شبيه گونه‌اي سنج از سازهاي پركاشن به صورتي خفيف، لحظات به يادماندني و نوستالژيكي را ايجاد مي‌كنند:

من عاشق شده‌ بودم و تنها بودم/

همه زندگي‌ام در بدر بودم/

همون كاري رو انجام بده كه يك مرد بايد انجام بده/



هر چيزي كه تو رو وابسته كند

نام اين ترانه haldan you نام دارد. نكته جالب اين است كه خواننده آن بازيگر نقش نخست فيلم يعني جف بريجز (Jeff Bridges) است.

جداي اينها، جف بريجز، بهترين هنرپيشه مرد نقش اول اسكار شناخته شده است.

در سكانس بعدي، بد بلك، در ابتداي پيوستن به يك گروه موسيقي اجاره‌اي، با تلخي دعوت آنها را براي كنسرت در سالن بولينگ مي‌گويد كه ورشكسته شده و از همسرش طلاق گرفته است و ترانه‌اي كه مي‌خواند گويا در امتداد ديالوگ او با نوازندگان گروه موسيقي است:

چه كسي مي‌داند فردا چه اتفاقي خواهد افتاد

حالا من عوض شده‌ام و فرد ديگري شده‌ام



آشنايي و آغاز مصاحبه

در فصلي از داستان فيلم كه حكم نقطه عطف فيلمنامه را دارد، زن خبرنگاري به نام جين از او تقاضاي مصاحبه مي‌كند.

هنگامي كه خبرنگار از او مي‌پرسد: شما شش بار تا به حال ازدواج كرده‌ايد؟ و چند لحظه بعد مي‌پرسد: آيا با تامي (Tomi) دوباره آلبوم خواهيد داد؟ پاسخ اين كابوي خواننده سركش، خنده است. او در جواب فقط مي‌گويد: «نه، چهار بار ازدواج كردم. و همانقدر كه نمي‌خواهم درباره ازدواج‌هايم حرف بزنم، نمي‌خواهم درباره تامي اظهار نظر كنم.»

در اينجا نقش ترانه سراي فيلم، تعاملي تنگاتنگ با سناريست فيلم است؛ چرا كه در سكانس بعدي، زماني كه همان خبرنگار در حال عكس گرفتن از بد بلك در حال خوانندگي است، خواننده ترانه‌اي مي‌خواند كه در واقع در حال جواب دادن به پرسش‌هاي بي‌جواب خبرنگار است:

«من همان كسي هستم كه بايد باشم / نمي‌خواهم كسي رو اذيت كنم / همون چيزي را خواستم كه خواستند / اگر چيزي بيشتري براي شادي مي‌خواي / پس بايد قيمتش رو بپردازي ... براي يك لحظه حس تو ميگه چه جدايي شگفت‌آوري / اما كسي نمي‌دونه چه چيزهايي به سر آدم آمده / هر اتفاقي كه مي‌افته، دليلي داره / حتي وقتي كه اشتباهه / مخصوصاً وقتي كه اشتباهه».

بايد نكته‌اي را از سر انصاف گفت. جف بريجز در نقش بد بلك، نقش خود را به زيبايي اجرا مي‌كند و شايد ترانه برگزيده اسكار، از چنين شانسي برخوردار بوده كه با بازي خوب اين بازيگر پيوند بخورد و شايد اين بيان زيبا و چشم‌نواز، باعث درخشيدن اين ترانه شده باشد.

سرانجام يك پيشنهاد كنسرت در سالني 12 هزار نفره باعث مي‌شود كه تامي (با نقش آفريني ريان بينگهام، يكي از ترانه‌سرايان فيلم) و بد بلك بعد از سالها با يكديگر روي صحنه بروند.

بدبلك بعد از مكالمه تلفني با مدير برنامه‌هاي تامي، عليرغم غرور خود، مي پذيرد كه با تامي روي صحنه برود. او پس از قطع مكالمه تلفني، در همان استيج محقر سالن بولينگ، چنين مي‌خواند؛

«نمي‌دونم عزيزم، در آينده چه پيش خواهد آمد و چه برنامه‌اي دارم، خداحافظ/

نمي‌دونم اگر چه تو دوست من هستي، يا اگر چه عشق‌ات را از دست داده‌اي، همان عشقي كه اكنون به سوي من آمده/

اگر تو هم بگويي كجا مي‌روي/ عزيزم/ نمي‌دونم باد از چه سمتي مي‌وزه/ عزيزم، نمي دونم...»

او سيگار با سيگار روشن مي‌كند، «بلوز» گوش مي‌دهد و باز هم به مصاحبه با جين كه خودماني‌تر شده است ادامه مي‌دهد:

ـ آهنگ‌هات از كجا الهام مي‌گيرن؟

ـ از زندگي‌ام.

و هردو از اين پرسش و پاسخ كليشه‌اي مي‌خندند.

و در سكانس كنسرت تامي و بدبلك، تامي به تنهايي چنين مي‌خواند:

«من بايد خوب مي‌شدم، او با اينكه دلش تنگ شده بود، من رو آزاد گذاشت/ پس منتظر شدم (به بدبلك با احترام نگاه مي‌كند)/ من حركت كردم/ كاري كردم كه فكر مي‌كردم مي‌تونم/ و به قديمي‌ترين چيزها برگشتم...»

و هر دو «دوئت» زيبايي را مي‌آفرينند و با يكديگر مي‌خوانند: «من هرگز نمي خواهم كسي رو اذيت كنم/ تنها چيزي رو كه مي‌خوام/ چيزايي است كه بيش از حد مثل شوخيه/ اينه كه قيمتش رو بايد بپردازيد...»

خواندن اين بند از ترانه و تصوير خواننده جوان در كنار خواننده ميانسال در كنار هم و قيمتي كه بايد پرداخت تا به اين مرحله رسيد، تاثير اين لحظات از فيلم را دو چندان مي‌كند.

در پايان اين ترانه دو صدايي، تامي كار را تمام مي‌كند و چند بار روي صحنه به بدبلك اداي احترام مي‌كند و مي‌گويد: «اين مردي است كه من از او ترانه خواندن را ياد گرفتم و شايد خيلي چيزاي ديگر.»

از اين لحظات قدرشناسي تامي و عشق جين و البته رابطه عاطفي بدبلك با پسر چهارساله جين و يادآوري اين كه او نيز پسري بيست و هشت ساله دارد كه از چهار سالگي نديده‌اش، باعث ترك اعتياد اين خواننده كابوي مي شود.

او به پسرش زنگ مي‌زند؛ پسر او مي‌گويد كه مادرش يعني زن بدبلك دو سالي است كه درگذشته است و به سردي با پدر سخن مي‌گويد. اين كابوي كانتري خوان تنها، عشق را با وجود تنهايي در وجود خود بازمي‌يابد و در نخستين كنسرت شبانه و محفلي پس از ترك اعتيادش چنين نغمه سر مي‌دهد (ترانه از جف برينجز بازيگر است):

Well it rained last night

And the stars shone bright

And way off yonder

We heard the whippoorwill…

Open the gates/ welcome him in/

There's a brand new angel/ a brand new angel/

with an old idea…

«ديشب بارون زده/ و ستاره‌ها چه دلي مي‌برند/ اون دورا صداي پرنده‌اي مياد/ مثل يك نشونه در تاريكي/ شنيديم كه اون رفته/ دلامون خالي و چشامون پره/ پنجره‌هارو باز كنين/ فرشته جديدي‌رو پذيرا باشيم/ فرشته جديدي با همون چهره قديمي...»

در پايان كه بدبلك با جين در كسوت يك خبرنگار كوشا مواجه مي‌شود، متوجه حلقه نامزدي‌اش شده و به او هديه‌اي مي‌دهد.

مبلغي را كه در ازاي ترانه اميدبخشي كه سروده است ، تقديم جين مي‌كند.

دو ترانه Brand new Angel و The weary kind، اگر چه همانند ديگر ترانه‌هاي فيلم به صورت كانتري اجرا مي‌شوند، اما چون متعلق به دوران روشن و اميدبخش اين كابوي همچنان تنها هستند، ريتمي آرام دارند.

«مهربان دل خسته: اينه كه قلب مهربان و خسته

جايي نداره/ اينه كه فرصتي براي زدودن خاطرات نيس/

اينه كه نميشه برگشت به گذشته/

اما عيبي نداره، بازم با دل ديونه‌ات دوباره شروع كن/

دوباره تلاش كن.»



ريان بينگهام

ريان بينگهام با نام كامل جرج ريان بينگهام، شايد يكي از جوان‌ترين موزيسين‌هايي است كه در مراسم اسكار درخشيده است. او بيست و هشت ساله است و در خواندن ترانه‌هاي فيلم، در نقش تامي از صداي اصلي و در خواندن ترانه‌هاي ديگر فيلم، از صداي زخمي خود سود برده است. او در سال 2007 با آلبوم «Mesca lito» بيشتر مطرح شد و مجله موسيقي تگزاس چنين نوشت: «بينگهام چنان مي‌خواند كه گويي صداي زخمي او نشانگر يك زندگي سخت است. آن چنان سخت مثل باور كردن اين كه چگونه يك جوان بيست و پنج ساله مي‌تواند صداي مرد پنجاه ساله‌اي چون تام ويتز (Tom waits) را داشته باشد.»

او براي فيلم دل ديوانه، دو ترانه «نمي‌دونم» . «مهربان خسته‌دل» را ساخته است. در ژانويه 2010 او برنده جايزه بهترين ترانه در گلدن گلوب شد و مجله معروف رولينگ استون، با جمله‌اي تمجيدگونه، از 5 ستاره معروف خود، سه ستاره به صداي رينگهام د اد.



تي بونه برنت

تي بونه بورنت (T-Bone Burnett) شصت و دو سال دارد. سبك كار او، راك اندرول، كانتري و كانتري آلترناتيو است. اين خواننده، ترانه سرا و توليدكننده موسيقي از سال 1972 فعاليت دارد و از جمله شركت‌هايي كه تي‌بون بورنت با آنها همكاري داشته است مي‌توان به يونيورسال، تاكوما، برادران وارنر، ديمون و كلمبيا اشاره كرد.

بورنت به خاطر ترانه «آه، برادر كجايي؟» جايزه موسيقي متن در جوايز گرمي را از آن خودكرده است. به هر حال او به خاطر ساخت ترانه‌اي به نام «walk the line» براي فيلم «لوبوفسكي بزرگ» نيز شهرت دارد. تي‌بون بورنت، زماني از اعضاي گروه موسيقي باب ديلان بود.

هیچ نظری موجود نیست: