۱۳۸۸ بهمن ۲, جمعه

چخوف

آنتوان پاولويچ چخوف، روز 17 ژانويه 1860 در «تاگانروگ» متولد شد. تاگانروگ، بندري است در اوكراين و اين تولد بهانه‌اي است براي اينكه نيم نگاهي به يكي از مجموعه آثار چخوف بياندازيم. جلد دهم مجموعه آثار چخوف كه در واقع جلد سوم نامه‌هاي اين نويسنده است و به همت ناهيد كاشي‌چي توسط نشر توس به چاپ رسيده است. در اين كتاب نامه‌هاي «آلكسي سرگه يويچ سوورين»، «ليديا آلكسيونا آويلووا»، «ايگناتي نيكلايوويچ پوتاپنگو»، «ميرهولد»، «چايكوفسكي»، «كوپرنيك» و «شاورووا» به چخوف و نامه‌هاي چخوف به آنها،‌ به چاپ رسيده است.تاكنون ترجمه‌هاي متعددي به صورت گلچين از نامه‌هاي چخوف به چاپ رسيده ، ولي اگرچه از خيل نامه‌هاي چخوف، انتخاب بسيار سخت است، ناهيد كاشي‌چي در اين سه جلد، توانسته است نامه‌هاي زيادتري را به فارسي برگرداند. اين مترجم قصد دارد دستنوشته‌هاي چخوف را نيز به فارسي ترجمه كند.



ويژگي نامه‌هاي چخوف

چخوف به سووُرين: «ديگر وقت آن رسيده است تا آن‌هايي كه مي‌نويسند، به خصوص نويسندگان متعهد، مانند سقراط و ولتر اعتراف كنند كه در اين جهان هيچ چيز قابل تجزيه و تحليل و بررسي نيست. مردم فكر مي‌كنند، همه چيز را مي‌دانند و از همه چيز آگاهند. هر چقدر جاهل‌تر باشند، خود را داناتر مي‌دانند.»

چخوف چنين است كه با نفي دانش خود، پا در عرصه كشف و شهود مي‌گذارد و جامعه آماري اين نويسنده،‌به علت آشنايي با علم پزشكي، درد و رنج روحاني و جسماني مردم پيرامونش است.

آثار چخوف همچنان‌كه در سطح مواج و گسترده است، ژرفاي غريبي دارد كه نامه‌هاي او در كنار آثارش، بيش از پيش پرده از اسرار شخصيتش برمي‌دارد.

اما نظر چخوف درباره يك نويسنده به عنوان هنرمند چيست؟