۱۳۸۹ خرداد ۳۰, یکشنبه

سوغاتي آقاي شرف الدين از جشنواره فيلم كن!






مديرعامل انجمن سينماي دفاع مقدس خبرداد با انتقاد از رويكرد ضدديني و سياسي مسئولان جشنواره كن، گفت: ما به جشنواره‌هايي چون كن ديگر فكر نمي‌‌كنيم اما با راهكارهاي نو براي حضور جهاني فيلم‌هاي دفاع مقدس تلاش مي‌كنيم.



وي در گفت‌وگوي تازه خود با پايگاه خبري هيئت اسلامي هنرمندان، با اشاره به فيلم «رونوشت برابراصل» كارعباس كيارستمي ادامه داد: در اين فيلم كه هيچ ربطي به فرهنگ و سينماي ملي ايران ندارد و در مورد فرهنگ كشور ديگري است، در آخرين پلان آن شاهد پيرمردي هستيم كه در كنار كليسايي در حال قضاي حاجت است و اين درحالي است كه صداي ناقوس كليسا نيز شنيده مي‌شود كه تفسير مربوط به خود را دارد و شايد همين پلان سبب پذيرفتن اين فيلم در كن شده است.

برسخنان ايشان چند نكته وارد است:

1-همگان در ايران مي دانند كه جشنواره هاي فيلم دنيا در پي اكران فيلم هاي سياسي يا حداقل انتقادي _ اجتماعي هستند و حتي دست فروشان سينما پياده روي پايتخت هم در عين دنيا نديده گي!چنين فيلم هايي راكمتر در ويترين خود قرار نمي دهند؛پس چه لزومي داشت ايشان با پول بيت المال براي حضور در جشنواره ضاله كن به فرانسه بروند و بخشي از فيلم مذكور كه برايشان قابل تامل بود رابه متذكر بشوند؟!

2- چگونه است كه معاونت محترم سينمايي براي اكران شدن فيلم «رونوشت برابراصل» پيشتر اظهار كرده بودند –گرچه ايشان در مقام بازبيني فيلم ها هم نبودند وبگذريم –اگر ژوليت بينوش ؛بازيگر اين فيلم پوشش داشت مي توانستيم اكران داخلي داشته باشيم.آيا اين تقابل آراي دو مسئول فرهنگي در تماشاي يك اثر نيست؟واضح تر بگويم اگر ژوليت بينوش پوشش مناسب _منظور آقاي شمقدري را از مناسب متوجه نشده ام وايشان خود بايد توضيح بدهند – داشت،باوجود صحنه اي كه براي آقاي شرف الدين چشمگير بود ،فيلم اكران مي شد.

3 – به راستي نمايندگان سينماي ايران كه ازجنس اعضاي اداره نظارت و ارزشيابي،شوراي بازبيني فيلم و هر نهادي كه اين وظيف را دارد در اين جشنواره حضور نداشته اند.اگر چنين است چرا به صورت رسمي اظهار نظر نمي كنند؟و اگر چنين نيست،آيا انصاف است در مورد تصميم اكران داخلي يك فيلم افراد با نقل قول هاي سليقه اي و محفلي ،تصميم بگيرند؟

4 – فيلم موهن 300 در ايران نقد وبررسي شد ،آيا مردم فيلم را ديدند يا افرادي چون آقاي شرف الدين ايرانيان را متوجه توهين مستقيم فيلم به تاريخ وفرهنگ ايراني كردند؟

چرا شاهزاده پارسی، ما را به یاد عراق می اندازد?





جالب اینجاست رسانه های دنیا هم یا به کلی نظر سیاسی و مغرضانه عوامل فیلم را به هیچ انگاشته و تنها از نگاه هنری به آن نگاه کرده اند یا با نظرات نه چندان همسویی، به زاویه دید سیاسی عوامل سازنده فیلم طعنه زده اند و جالب تر اینکه طعنه های سیاسی فیلم را متوجه حمله آمریکا به عراق دانسته اند!

 «دستان»، فرزند خوانده شاه ایران، شارامان، بر حسب اتفاق در ماجرای یک جنگ، خنجری جادویی متعلق به شاهزاده «تهمینه»، را به دست می آورد. آغاز نرد عشق تهمینه و دستان، لحظه مرگ شاه ایران در جشن ازدواج تهمینه با شاه است. پسران تنی شاه، «توس» و «گرسیوز» و طبیعتا برادر شاه «نظام»، او را متهم به توطئه می کنند.