۱۳۸۸ فروردین ۳۱, دوشنبه

interview with antonio banderas about pancho villa




بهترين شکل دگرديسي

خوزه آنتونيو دومينگوئز باندراس، بازيگري اسپانيايي است. او در سال 2003 در فيلمي تلويزيوني با نام «و‌‌‌‌پانچيو ويلا در نقش خود بازي مي‌كند» در نقش اين آزاديخواه مكزيكي نقش‌آفريني كرد.او در سال آينده براي كارنامه هنري خود سال پركاري را ساخته است. بازي در فيلم‌هاي «گربه در چكمه»، «پروژه بي‌نام و نشان و دي آلن»، «دالي»، «شهر گناه2» و «شرك چهارم مي‌آيد»، از جمله آثار سال 2010 اوست.اين خواننده و بازيگر مشهور اسپانيايي در فيلمي تلويزيوني ظاهر شده است كه براي او در استراليا، مكزيك و آمريكا و البته ديگر كشورها موفقيت زيادي به ارمغان آورده است.نكته مهم و قابل ذكر درباره اين فيلم آن است كه «و‌‌پانچو ويلا نقش خود را بازي مي‌كند»، در سال 2003 ساخته شده است اما جريان فيلم براساس فيلمي كوتاه با عنوان «The life of General Villa»، كه در سال 1914 ساخته شده است، پيش مي‌رود. قطعاتي از اين نسخه كلاسيك هم اكنون در موزه ملي شهر مكزيكوسيتي حفظ مي‌شود و دربرگيرنده تصاوير حوادث جنگ «اجنياگا» است كه به واسطه توافق بين پانچو ويلا با فرانك ان. تاير (Frank N. Thayer) و كمپاني فيلمسازي Mutual Film در 5 ژانويه 1914 فيلمبرداري شده است.اگرچه فيلمي كه در موزه است مخدوش شده و قابل عرضه نيست ولي همين قطعات باقي مانده از فيلم اصلي، نشان‌ مي‌دهد كه پانچو ويلا و ارتشش در برابر نيروهاي فدرال جنگي تمام عياري را پشت سر گذارده‌اند.پانچو ويلا، داراي شعور سياسي بوده و با آگاهي از قدرت دوربين و سينما، جنگ نابرابر خود را به صورت تصوير به دست فيلمسازان آمريكايي روانه پرده‌هاي سينماهاي آمريكا كرده است.براين اساس يك تهيه‌كننده به نام دي. دبليو گريفيث و كارگرداني به نام فرانك تاير به همراهي رائول والش، مشهود در همه صحنه‌هاي جنگ در كنار او حضور دارند و اين چنين است كه فيلم‌هاي نبرد خونين اين دو ارتش روي پرده سينماهاي آمريكا مي‌رود.سايت خبري HBO گفتگويي با بازيگر نقش پانچو ويلا يعني آنتونيو باندراس انجام داده است.«وقتي شما به مردم مي‌گوييد كه داستان از اين قرار است كه يك گروه فيلمساز آمريكايي از جنگ‌هاي پانچو ويلا فيلم تهيه كرده‌اند، آنها مي‌گويند؛ نه اين واقعيت ندارد. اين يك داستان تخيلي است، افسانه است.»اما آنتونيو باندراس در ادامه مي‌گويد: «اما اين داستان واقعي است. اين ماجرا اتفاق افتاده است.»باندراس بازگو مي‌كند كه يك ماجرايي به اندازه واقعيت يك زندگي عجيب و غريب جلوي دوربين رفته است.ماجرايي كه در آن شاهد هستيم كه چگونه يك گروه فيلمبرداري از آمريكا با اجازه آزاديخواه مكزيكي براي هاليوود فيلم مي‌سازند.داستان از زماني شكل مي‌گيرد كه فيلمساز پيشرو و آوانگارد آن زمان به نام دي.وي گريفيث (در فيلم كله فور) و هري ايكن (جيم برادنت)، نماينده‌اي را به مكزيك مي‌فرستند كه فرانك تاير(ايون بيلي) نام دارد. اينجاست كه آنتونيو باندراس در نقش ويلا به آنها اجازه فيلمبرداري از نبردهاي خويش مي‌دهد.در كشاكش نبرد، گروه فرانك تاير با به خطر انداختن جان خود لحظات تكرار نشدني از تاريخ مكزيك را ضبط مي‌كنند.پس از ثبت انفجارات خطرناك، تعقيب و گريزهاي فراوان، تاير و ويلا، فيلم خود را براي نمايش عمومي آماده مي‌سازند.براي ما بگوئيد چرا در اين نقش بازي كرده‌ايد؟اين اثر، فيلمي ويژه بود و اين فيلم ويژه براي من جذابيت داشت. خود داستان به اندازه خود غيرقابل باور بود. واقعاً باورنكردني است. داستان درباره مردي است كه در زمان خود مي‌توانست هم فرشته نجات ميهن قلمداد شود و هم يك شيطان براي ارتش آن كشور.آيا در نقش خود راحت بوديد؟من فراتر از متن فيلمنامه حركت نكردم. اما كنجكاوانه در حين نقش آفريني خود را به جاي او مي‌ديدم و درباره وقايع پيرامون اين شخصيت خيال‌پردازي و تحقيق مي‌كردم. خوانده بودم كه 3مورخ و نويسنده مكزيكي درباره شخصيت پانچو ويلا پژوهش‌هايي داشتند. گاهي اوقات آنها نظرات كاملاً متضادي درباره او از خود به جاي گذاشته‌اند. حتي برخي نظرات درباره آزاديخواهي او بسيار قابل تامل بود. برخي او را يك تبهكار مي‌دانستند و به نظر من او هر دوي اينها بود.به نظر من پانچو در راه درحال دگرديسي قرار گرفته بود. او بهترين و بدترين شكل دگرديسي يك انسان بود. و البته من در اينجا قرار نگرفته‌ام كه او را قضاوت كنم، اين مسئوليت برعهده خداوند است از زمان 1923 كه او ترور شد.قصد من اين بود كه او را تا جائي كه ممكن بود بشناسم. اينكه تصويري از او به دست بدهم كه كاملاً به شخصيت او نزديك باشد. و مطلب ديگر پيوستگي بين خلقيات و رفتار او در فيلم بود كه به نظر من اين نكته هم مهم است.بر اين اعتقاد هستم كه وقتي شخصيت‌هاي جذابي در يك روايت وجود داشته باشند، يك داستان شبيه آنچه مورد بحث است خيلي خوب مي‌تواند درباره آنچه در تاريخ اتفاق افتاده با مخاطب خود صحبت كند. اين داستاني است درباره مكزيك. مكزيك كشور برادر آمريكا است.شما مي‌دانيد اين دو كشور سرنوشت مشابه‌اي دارند. پس بگذاريد بگويم كه درباره مكزيك دانستن براي مردم آمريكا ارزشمند است [خنده].و البته در اين فيلم درس ديگري نهفته است. اين فيلم با تكيه بر عكس‌هاي موجود ساخته شده است. اين اسناد در زمان جنگ گرفته شده است و كم‌لطفي است كه كيفيت پائين آن فيلم نخست در سال 1914 و عكس‌هاي آن را به عنوان نقطه ضعف بدانيم. اين فيلم در بحبوحه جنگ ساخته شده است.توليداتي از اين دست براي فيلمبرداري بسيار زيبا و مغتنم است اما بهمين ميزان كه مغتنم است مي‌تواند خطرناك هم باشد. آنها سخت هستند چون پر از لكه‌هاي تار و تيره هستند و بيشتر در زير نور خورشيد بوده‌اند تا در يك بايگاني استاندارد. اما درباره پانچو ويلا، من تيپ او را دوست دارم. اين مهم نيست كه ما كار خوبي را ارائه داده‌ايم من معتقدم ما كاري را اساساً به صورت خارق‌العاده جلوي دوربين برديم.من از بابت ساخت اين اثر براي جامعه استراليا، آمريكا و مكزيك خرسندم. ما همه خوشحاليم شما مي‌توانيد آن را در بين مردم هر 3 منطقه احساس كنيد.***درباره پانچو ويلا نظرهاي زيادي وجود دارد. مردم مكزيك به او عشق مي‌ورزند. چرا؟ به خاطر اينكه زماني كه پانچوويلا در آن مي‌زيست، قدرت مكزيك نمايان شده بود. مردم احساس مالكيت نسبت به اين شخصيت دارند.زاپاتا و او از جوانان خوشحال آن زمان بودند. آنها سر زنده و خوشحال بودند.او مردم خود را دوست داشت و هر شب براي آنها لطيفه تعريف مي‌كرد. او چنان سرزنده بود كه در ميان دهقانان مي‌رقصيد. او شخصيتي منحصر به فرد داشت. اما براي يك چهره دراماتيك بر روي صفحه تلويزيون او يك خاطره است. شما مي‌توانيد براي شخصيت او از طريق ديدن چند نما از چهره او در اين فيلم تخيل خود را به كار بيندازيد و در ذهن خود او را مجسم كنيد، چرا كه درباره او همه چيز قابل قبول است. همه چيز

HBOترجمه: هومن

۱ نظر:

majiD گفت...

I'm glad to meet yours too :-) thanks!